بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 19 شهریور 1390

مطالعه چند جلد كتابِ قطور در اتوبوس!

در دیدار صبح امروز مسئولان كتاب‌خانه‌ها و كتاب‌داران با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، كتابخوانی، یكی از موضوعاتی بود كه رهبر انقلاب به تبیین ابعاد مختلف آن پرداختند و لازمه اهتمام به كتاب را ترویج كتابخوانیِ همراه با تدبر دانستند. به این بهانه، پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطره‌ای از ایشان را در در مورد اهتمام به كتابخوانی منتشر می‌كند:

من توقعم این است كه مردم ما كتابخوانى را جدى بگیرند. البته جمعى از مردم جدى مى‌گیرند؛ اما همه این طور نیستند. من مى‌خواهم خواهشى از مردم بكنم و آن این است: كسانى كه وقتهاى ضایع‌شونده‌اى دارند؛ مثلا به اتوبوس یا تاكسى سوار مى‌شوند، یا سوار وسیله‌ى نقلیه‌ى خودشان هستند و دیگرى ماشین را مى‌راند، یا در جاهایى مثل مطب پزشك در حال انتظار به سر مى‌برند و به‌هرحال اوقاتى را در حال انتظار به بى‌كارى مى‌گذرانند، در تمام این ساعات، كتاب بخوانند. كتاب در كیف یا جیب خود داشته باشند و در اتوبوس كه نشستند، كتاب را باز كنند و بخوانند. وقتى هم به مقصد رسیدند، نشانه‌اى لاى كتاب بگذارند و باز در فرصت یا فرصتهاى بعدى آن را باز كنند و از همان جا بخوانند.

بنده خودم چند جلد قطور از یك عنوان كتاب را در اتوبوس خواندم! البته قضیه مربوط به قبل از انقلاب است كه چند روزى براى انجام كارى از مشهد به تهران آمده بودم. بنا به دلایلى نمى‌خواهم اسم كتاب را بگویم. وضعیت و فضاى اتوبوسهاى آن روزگار براى ما خیلى آزار دهنده بود و نمى‌توانستیم تحمل كنیم. دلم مى‌خواست سرم پایین باشد و خواندن كتاب در چنین وضعیتى بهترین كار بود. ساعتى را كه به این حالت مى‌گذراندم احساس نمى‌كردم ضایع مى‌شود. آن وقتها تقریبا یك ساعت طول مى‌كشید تا آدم با اتوبوس از جایى به جاى دیگر مى‌رفت. بعضى وقتها این جابجایى كمتر یا بیشتر هم طول مى‌كشید. به‌هرحال چنین یك ساعتهایى را احساس نمى‌كردم كه ضایع مى‌شود؛ چون كتاب مى‌خواندم.
مصاحبه در پایان بازدید از نهمین نمایشگاه بین‌المللى كتاب تهران - 22/02/1375
منبع:www.khamanei.ir



طبقه بندی: امام خامنه ای، 
برچسب ها: خاطرات آقای خامنه ای،
ارسال توسط محمد مجیدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 19 شهریور 1390

رؤیت هلال روى پشت بام مدرسه‌ بزرگ آخوند در نجف

در آستانه حلول ماه شوال، پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، خاطره‌ای را از ایشان درباره رویت هلال منتشر می‌كند:

استهلال چیز مهمى است. اول ماه، براى انسان چگونه ثابت مى‌شود؟ در این خصوص، چند راه ذكر كرده‌اند: یكى رؤیت است. البته به شرط این‌كه جاى ماه را بدانید و وارد باشید؛ یك مقدار آشنایى لازم دارد.
یكى از علماى تهران - كه خداوند رحمتش كند - مى‌گفت: روى پشت بام مدرسه‌ى بزرگ آخوند در نجف، روز آخر ماه رمضان طلبه‌ها استهلال مى‌كردند. مرد مسنى هم نشسته بود و بساط افطارش را پهن كرده بود؛ ولى او استهلال نمى‌كرد. طلبه‌هاى جوان یك طرف ایستاده بودند و به گوشه‌یى نگاه مى‌كردند؛ بعد هم ماه را دیدند و به همدیگر نشان دادند. وقتى كه خواستند از پشت بام پایین بروند، از كنار آن مرد مسن عبور كردند. یكى گفت كه - مثلاً - آشیخ محمّد! تو نیامدى استهلال بكنى؟ گفت: شما ماه را دیدید؟ گفتند: بله. گفت: كجا بود؟ گفتند: آن‌جا. پیرمرد سرى تكان داد و گفت: حالا آن طرف را نگاه كنید. وقتى كه طلبه‌ها نگاه كردند، دیدند كه ماه آن‌جاست! جالب است كه همه نیم ساعت خودشان را سرگرم كرده بودند، چیزى هم دیده بودند، به همدیگر هم نشان داده بودند و باورشان هم آمده بود كه ماهِ خیلى بلند و خوب و روشن و بى‌غبارى را دیده‌اند!
سخنرانى در دیدار با اقشار مختلف مردم (روز سى‌ام ماه مبارك رمضان) 6/2/69



طبقه بندی: امام خامنه ای، 
برچسب ها: امام خامنه ای، خاطرات آقا، خاطرات آقای خامنه ای،
ارسال توسط محمد مجیدی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
بر قامت دلربای مهدی...صلوات؟







پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبمستر

عکس

تفریح و سرگرمی

دانلود

قالب وبلاگ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic