بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 25 شهریور 1390

عنوان : ذكر و ورد

نوع اصطلاح :آداب و رسوم

بین بسیجیان، التفات خاصی در اشتغال به ذكر بود. هیچ كس به عبارات و انجام دادن فرایض عمومی بسنده نمی كرد. غیر از اذكار و اورادی كه فرماندهان بنا به اقتضای اوضاع منطقه پیشنهاد می كردند، یا خود رزمندگان با هم در موقعیتی بر سر گفتن آن ها به توافق می رسیدند، هركس برای خودش ذكری قرارداده بود و با آن انس و الفتی دیرینه داشت. آن قدر این امر شایع بود كه وقتی دو نفر باهم به درجه ای از صمیمیت می رسیدند، به عنوان اولین سؤال از ذكروزمزمه ی یكدیگر می پرسیدند. خیلی غریب و بعید هم بود كه كسی بگوید به عبارت خاصی عادت ندارد، نه به صورت جلی و نه به صورت خفی، یعنی آرام و ملایم و بی نشان، بعضی بی پروا و ملاحظه ی غیر، برادرانی هم بودند كه علاوه بر آنچه به زبان می آوردند و در دل جـاری می كردند، ذكرهایی چون"یا فاطمه الزهرا"،" یا ابا عبدااللـه" و عباراتی چون" انا حر الحسین" و"یا غیاث المستغیثین"را كه روی قطعه پارچه هایی به طول و عرض 5×10 سانتی متر نوشته شده بود، در جا نمازهای جیبی یا وصیت نامه هایشان قرارداده بودند و با مراجعه به آن ها برای خودشان ترنمی داشتند. بعد هم به دوستان و آشنایان سفارش می كردند كه بعد از شهادتشان این نوشته ها را روی سینه و قلب یا بر پیشانیشان قرار بدهند، به امید شفاعت و عنایتی.

ورد "یاعلی یاعلی" بعد ازنماز و در شرایطی كه فرصت دورهم جمع شدن فراهم می شد، نیز رونقی داشت. بعضی برای هر روزی ذكری معین كرده بودند . روز "اللـه اكبر"، روز"سبحان اللـه" وبه همین ترتیب سایر اذكار.

منبع:سایت نوید شاهد




طبقه بندی: فرهنگ جبهه، 
برچسب ها: شهدا، ذکر، ورد،
ارسال توسط محمد مجیدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 21 شهریور 1390
عنوان : عهد بستن برای شفاعت و به خواب هم آمدن پس از شهادت
دوستان و برادران صیغه ای و صمیمی، قبل از عملیات با هم شرط می كردند كه هركدام زودتر به فیض شهادت رسید، به خواب دیگری بیاید و او را از آن جهان باخبر كند و راجع به لقااللـه – كه امام می فرماید:" شهید نظر می كند به وجه اللـه" واضاع واحوال پس ازمرگ خود چیزی بگوید. اغلب هم چنین می شد و دو، سه روز پس از شهادت، شهید به خواب آن كه با او عهد كرده بود، به ویژه برادر صیغه ایش می آمد.
گروهی از رزمندگان بودند كه هر روز صبح پس از مراسم صبحگاه جلوی چادر جمع می شدند و سرها را نزدیك هم می بردند و عهد می كردند هریك زودتر شهید شد از بقیه شفاعت كند.
منبع:http://www.navideshahed.com




طبقه بندی: خاطرات شهدا،  فرهنگ جبهه، 
برچسب ها: شهدا، جبهه، فرهنگ جبهه،
ارسال توسط محمد مجیدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 21 شهریور 1390
عنوان : عهدبستن برای فرستادن صلوات
رسم بود بین رزمندگان كه یكی تسبیح خود را به دیگری می داد و با او شرط می كرد كه مثلاً روزی صد صلوات بفرستد؛ یا در هر نماز او را دعا كند.
برای این كه بچه ها خودشان را مقید كرده باشند به ذكر دائم، بین خود و برادران حاضر در چادر شرط می كردند و عهد می بستند كه در طول هفته هر یك تعدادی صلوات بفرستد، یا هركس هرچقدر كه دلش می خواهد یا می تواند و با محاسبه ای كه در پایان هفته می كردند می دیدند كه چقدر توانسته اند این توفیق را داشته باشند. بودند چادرهایی كه ساكنان آن ظرف یك هفته هفتاد، هشتاد هزار صلوات فرستاده بودند.
منبع:http://www.navideshahed.com




طبقه بندی: خاطرات شهدا،  فرهنگ جبهه، 
برچسب ها: شهدا، فرهنگ جبهه، جبهه،
ارسال توسط محمد مجیدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 21 شهریور 1390
نشست و برخاست و رفت و آمدباحق و كلام او كه از خود اشخاص به آن ها نزیك تر بود به وقت خاصی محدود و منحصرنبود؛ عباراتی كه خواندنش برای عین شنیدن بود و شنیدن عین دیدن وبودن و شدن. درلذت وراحت و رفاه بودن باقرآن موجب می شد تابسیاری ، هر فرصتی راعزیز بشمارند و به جلسات عمومی و معین بسنده نكنند،اوقات فراغت ، استراحت و بدون تحرك و تلاششان را با قرآن پركنند؛ البته این اوقات كم تر در روزهای منطقه به دست می آمد.
شب و صبح و سحر راگویی خدا آفریده بود. برای ارتباط و اتصال و خلوت باخود و جدایی از ماسوای خود.شب كه می شدگاه جز نگهبانان برای تلاوت قرآن به حسینیه می رفتند.هرشب، ولو شده چندسطر،قرآن می خواندند؛ درچنان حس و حالتی كه بعضی ها موقع قرائت عرق می كردند،شریان هایشان متورم می شدو صدایشان ارتعاش می یافت و همه غرق لذت می شدند؛از پدران پیر و از پا افتاده تا نوجوانان تازه بالغ كه با تمام شدن جلسه گوشه می گرفتند وادامه می دادند. این لحظات پس از شهادتشان هیچ گاه از نظر دوستانشان محو نمی شد.
صبح ها بعدازنماز صبح و اغلب تاطلوع آفتاب وعصرها قبل از نماز مغرب وشب ها،به ویژه شب های جمعه ، اوقات قطعی تر قرائت قرآن بود؛ در نمازخـانه ی یگان، حسینیه ی پادگان و سنگر اجتماعی یا هر روز درسنگری، برادران جمع می شدند، می نشستند و از یك طرف شروع می كردند به قرائت و مواقعی ترجمه وتوضیح آن به واسطه ی مسئول جلسه.
عصرها وشب های جمعه قرائت سوره ی مباركه الرحمن معمول بود، چنان كه موقع خواب سوره ی مباركه واقعه خوانده می شد. جلسه های عمومی واوقات خاص بیش تر به روخوانی وروان خوانی می گذشت و عام و خاص سعی می كردند در این جلسات شركت كنند، از جمله برادران كم سواد یا احیاناً بی سواد كه اكثراً با ذوق و علاقه ای كه ازخود نشان می دادند خیلی زود خواندن قرآن را می آموختند. این جلسات را گاه به روابط عمومی گردان ترتیب می داد؛ غیر از مواردی كه برای مسابقه دایر می شد و حرفه ای تر بود وطبعاً تعدادی ازقاریان قرآن می خواندند وجمع كثیری سراپا گوش بودند وچشم و دل.
اوقات عام تردر سنگرهای دیدبانی ، كمین ، موقع پُست ونگهبانی ، درراه پیمایی های شبانه ،پشت وسائل نقلیه ، درگیر و دار روبه روشدن با دشمنان و فراز و فرود وجب به وجب آب وخاك و آسمان منطقه می گذشت و از چشم جهانی پنهان بوداین جهان ها و عوالم عز و قدس.
منبع:



طبقه بندی: فرهنگ جبهه، 
برچسب ها: شهدا و قرآن، فرهنگ جبهه،
ارسال توسط محمد مجیدی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
بر قامت دلربای مهدی...صلوات؟







پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبمستر

عکس

تفریح و سرگرمی

دانلود

قالب وبلاگ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic