تبلیغات
خشاب - ارتفاع سوزن

بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 19 شهریور 1390
عنوان : ارتفاع سوزن
ارتفاع سوزن
از همان ایام كه با او آشنا شدم او را مقید به اقامه نماز شب دیدم. بی اغراق و تعارف بگویم «حاجی» نماز شبش حتمی بود. با این كه ناراحتی كمر داشت، هیچ گاه با این بهانه، نافله شب را ترك نكرد. بارها می شد از شدت دردی كه می كشید قنوت نماز وتر را نشته می خواند.
قبل از عملیات والفجر (10) برای شناسایی به ارتفاع «سوزن» رفته بودیم و قرار شد روی غاری كه در آن جا بود، دوری بزنیم. شناسایی تا غروب آفتاب طول كشید. مجبور شدیم شب را در غار بمانیم. هر یك از بچه ها مقداری آذوقه و كیسه خوابی به همراه آورده بود. نماز كه خواندیم از فرط خستگی خوابمان برد. از سر شب باران شروع به باریدن كرده بود و نیمه های شب با نفوذ آب به داخل غار از خواب پریدیم. آب از قسمتی شره می كرد و به داخل غار می ریخت.
«حاجی» هم از فرصت استفاده كرد و وضویی ساخت و خود را به طرف قبله چرخاند و به خاطر كمی جا چُنده زد و نماز شبش را خواند.
حاج «غلامعلی ابراهیمی» بعد از عملیات والفجر (10) راز و نیازش با خدای لا شریك له مستجاب شد و برای همیشه جاودانه ماند.
به نقل از محمود كیائی نژاد
كتاب بایاران سپیده، تدوین و نگارش: محمد خامه یار، ص11.



طبقه بندی: خاطرات شهدا، 
برچسب ها: شهدا، شهیدان، خاطرات شهدا، خاطرات دفاع مقدس، دفاع مقدس، خاطرشهیدان، خاطره،
ارسال توسط محمد مجیدی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
بر قامت دلربای مهدی...صلوات؟







پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبمستر

عکس

تفریح و سرگرمی

دانلود

قالب وبلاگ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا