تبلیغات
خشاب

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 25 شهریور 1390

عنوان : ذكر و ورد

نوع اصطلاح :آداب و رسوم

بین بسیجیان، التفات خاصی در اشتغال به ذكر بود. هیچ كس به عبارات و انجام دادن فرایض عمومی بسنده نمی كرد. غیر از اذكار و اورادی كه فرماندهان بنا به اقتضای اوضاع منطقه پیشنهاد می كردند، یا خود رزمندگان با هم در موقعیتی بر سر گفتن آن ها به توافق می رسیدند، هركس برای خودش ذكری قرارداده بود و با آن انس و الفتی دیرینه داشت. آن قدر این امر شایع بود كه وقتی دو نفر باهم به درجه ای از صمیمیت می رسیدند، به عنوان اولین سؤال از ذكروزمزمه ی یكدیگر می پرسیدند. خیلی غریب و بعید هم بود كه كسی بگوید به عبارت خاصی عادت ندارد، نه به صورت جلی و نه به صورت خفی، یعنی آرام و ملایم و بی نشان، بعضی بی پروا و ملاحظه ی غیر، برادرانی هم بودند كه علاوه بر آنچه به زبان می آوردند و در دل جـاری می كردند، ذكرهایی چون"یا فاطمه الزهرا"،" یا ابا عبدااللـه" و عباراتی چون" انا حر الحسین" و"یا غیاث المستغیثین"را كه روی قطعه پارچه هایی به طول و عرض 5×10 سانتی متر نوشته شده بود، در جا نمازهای جیبی یا وصیت نامه هایشان قرارداده بودند و با مراجعه به آن ها برای خودشان ترنمی داشتند. بعد هم به دوستان و آشنایان سفارش می كردند كه بعد از شهادتشان این نوشته ها را روی سینه و قلب یا بر پیشانیشان قرار بدهند، به امید شفاعت و عنایتی.

ورد "یاعلی یاعلی" بعد ازنماز و در شرایطی كه فرصت دورهم جمع شدن فراهم می شد، نیز رونقی داشت. بعضی برای هر روزی ذكری معین كرده بودند . روز "اللـه اكبر"، روز"سبحان اللـه" وبه همین ترتیب سایر اذكار.

منبع:سایت نوید شاهد




طبقه بندی: فرهنگ جبهه، 
برچسب ها: شهدا، ذکر، ورد،
ارسال توسط محمد مجیدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 21 شهریور 1390
عنوان : عهد بستن برای شفاعت و به خواب هم آمدن پس از شهادت
دوستان و برادران صیغه ای و صمیمی، قبل از عملیات با هم شرط می كردند كه هركدام زودتر به فیض شهادت رسید، به خواب دیگری بیاید و او را از آن جهان باخبر كند و راجع به لقااللـه – كه امام می فرماید:" شهید نظر می كند به وجه اللـه" واضاع واحوال پس ازمرگ خود چیزی بگوید. اغلب هم چنین می شد و دو، سه روز پس از شهادت، شهید به خواب آن كه با او عهد كرده بود، به ویژه برادر صیغه ایش می آمد.
گروهی از رزمندگان بودند كه هر روز صبح پس از مراسم صبحگاه جلوی چادر جمع می شدند و سرها را نزدیك هم می بردند و عهد می كردند هریك زودتر شهید شد از بقیه شفاعت كند.
منبع:http://www.navideshahed.com




طبقه بندی: خاطرات شهدا،  فرهنگ جبهه، 
برچسب ها: شهدا، جبهه، فرهنگ جبهه،
ارسال توسط محمد مجیدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 21 شهریور 1390
عنوان : عهدبستن برای فرستادن صلوات
رسم بود بین رزمندگان كه یكی تسبیح خود را به دیگری می داد و با او شرط می كرد كه مثلاً روزی صد صلوات بفرستد؛ یا در هر نماز او را دعا كند.
برای این كه بچه ها خودشان را مقید كرده باشند به ذكر دائم، بین خود و برادران حاضر در چادر شرط می كردند و عهد می بستند كه در طول هفته هر یك تعدادی صلوات بفرستد، یا هركس هرچقدر كه دلش می خواهد یا می تواند و با محاسبه ای كه در پایان هفته می كردند می دیدند كه چقدر توانسته اند این توفیق را داشته باشند. بودند چادرهایی كه ساكنان آن ظرف یك هفته هفتاد، هشتاد هزار صلوات فرستاده بودند.
منبع:http://www.navideshahed.com




طبقه بندی: خاطرات شهدا،  فرهنگ جبهه، 
برچسب ها: شهدا، فرهنگ جبهه، جبهه،
ارسال توسط محمد مجیدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 21 شهریور 1390
اینجا مقدس است، مقدس مقدس.
اینجا سر زمینی است که زمانی آبستن جنگ بود.جنگی ناجوانمردانه و تحمیلی،بدون دلیل منطقی و متفاوت با جنگ های«ماراتن»،«لاده»،«پلاتایا»،«همیرا»،«موراکه»،«کانای»،«زاما».
اینجا زیارتگاه فرشتگان و ملائکه است.«فاخلع  نعلیک انک بالواد المقدس طوی »
باید یواش یواش قدم برداری تا خواب شهدا را بهم نزنی.باید نرم و آهسته راه بروی تا چینی نازک تنهاییشان ترک برندارد.مواظب تاول ها باش تا دهان باز نکنند.
اینجا باید چراغ تکلیف را روشن کنی.
ای کاش میشد به عمق این خاک کوچ کرد تا رازهای سر به مهر و ناشنوده را دانست و فهمید.
می خواهم از برهوت حرف بگذرم وخلوت شهدا وبزم عارفانه شان را بهم بزنم.چشم هایت را ببند و با من هم سفر شو.این جا منتهی الیه غرب خرمشهر است.گفتم خرمشهر یادم آمد که صدام می خواست اسم خرمشهر را محمره یا معمره بگذارد و اهواز را می خواست با «هاء» حوض بنویسد،«الحواز» و خوزستان را عربستان. و سوسنگرد را خفاجیه بنامد.او میخواست واحد پول خوزستان را تبدیل به دینار کند اما نتوانست.
خوش آمدی اما با وضو!اذن دخول بخوان.باذن الله واذن رسوله و...
سلام به غروب غم انگیز و معنا دار شلمچه.
سلام به غروب خون بار شلمچه.
سلام به شلمچه که از پاره های دل رهبر رنگین است.«سلام بر شهدا وبدن های مطهرشان که همدمی جز نسیم صحرا و پناهی جز مادرشان فاطمه زهرا سلام الله علیها ندارند.»
سلام بر «حاج ابراهیم همت»که فرمانده لشکر هفت ابرهه عراق(ابراهیم جبودی)را زمین گیر کرد.
سلام به «حاج حسین خرازی» که در برابر جنود کفر(که در راس آن ماهر عبدالرشید بود)ایستاد.
شلمچه یعنی به گور بردن آرزوی عبدالرشید«امروز امیدیه،فردا اهواز».
شلمچه یعنی قطعه ای از بهشت.
شلمچه یعنی بوی سیب و قتلگاه حاج حسین خرازی،حاج حسینی که ثابت کرد یک دست هم صدا دارد.
شلمچه یعنی شدید ترین ضد حمله ها،از هشت صبح تا پنج بعد از ظهر،یک ریز و پی در پی،بی وقفه و بدون مهلت.
شلمچه یعنی«حاج حسین متوسلیان»،جاوید الاثر نه مفقود الاثر؛یعنی زخمی شدن صدها پرستو.
شلمچه یعنی ظهور با شکوه و دلگرم کننده حاج ابراهیم همت در خط و هدایت عملیات.
شلمچه یعنی تیپ24 مکانیزه عراق به فرماندهی سرتیپ محمد رشید صدیق به همراه معاونش فضیل و یگانش که اسیر شدند.
شلمچه یعنی«غلام حسین افشردی» یا همان حسن باقری یعنی تای تلو اسامة بن یزید جوان.
شلمچه یعنی مقاومت در روز شانزدهم و هجدهم جند الله در منطقه که باعث شد،از ساعت 12 شب لشکر6 مکانیزه و زرهی از منطقه جفیر،کرخه نور و نزدیکی های اهواز به سرعت عقب نشینی کنند.
شلمچه یعنی عملیات بیت المقدس،«کربلای 3 در دی ماه 1365».
شلمچه یعنی« سید صمد حسینی» که بعد از سیزده سال سرش سالم پیدا شد.
شلمچه یعنی:سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت.یعنی دشمن متکی به سلاح و ما متکی به ایمان.
شلمچه یعنی پله پله تا خدا.
شلمچه یعنی پا به پای مرگ وشانه به شانه عزرائیل.
شلمچه یعنی جان را کف دست گذاشتن و تقدیم دوست کردن.
شلمچه یعنی معبر تا کربلا،راه قدس،آزادی فلسطین و فتح ارزش ها.
شلمچه یعنی گریه صاحب الزمان«عج» و پر پر شدن گل های آفتاب گردان.
شلمچه یعنی ذبح شدن نازدانه های پسر فاطمه و تشییع جنازه خورشید ها و ستاره ها،یعنی دو نیم شدن فرق ماه.
شلمچه یعنی زمین تا دندان مسلح،یعنی بوی مرگ و سیر در ملکوت.
شلمچه یعنی هبوط به اعماق زمین و سعود به ملکوت و اعلی علیین.
شلمچه یعنی یک قدم تا خدا.
شلمچه یعنی شلمچه،شلمچه تعریف کردنی نیست،باید بودی و میدیدی،میدیدی که چگونه از آسمان شاباش سرخ می بارید و پرستو ها و کبوتر ها بی سر میرقصیدند.
شلمچه یعنی،نه نگویم بهتر است.ای کاش شلمچه خودش را تعریف می کرد.
شلمچه که گم نشده ،ما گم شده ایم.شلمچه باید ما را معرفی کند.
شهدا اجازه میدهید از برهوت حرف بگذریم و راحت تر حرف بزنیم.
بغض کالی راه گلویم را بسته است؛«هم میشود گریه کنم هم نمیشود»غمی به سنگینی یک کوه به دلم نشسته و پا نمیشود.
نمی خواهم احساسم را عوض کنم،دوست دارم استحاله بشوم.
شهدا!من آدم به درد نخوری هستم،سالهاست بدون گواهینامه عبودیت و زندگی زندگی کرده ام،بارها جریمه شده ام برای اشتباهات کلی و جرئی.
بارها تصمیم گرفته ام به شما برسم اما «همیشه برای رسیدن به شما زود دیر می شود»
روبروی شما ایستاده ام  و با خودم حرف می زنم،خودی که شکل دیگری شده.
اشک در چشمانم موج میزند و میرقصد بر روی گونه هایم.
شهدا کمکم کنید عادت کنم عادت نکنم.
ای شهدا اگر من شما را زودتر پیدا کردم مال من میشوید و اگر شما من را پیدا کردید من مال شما میشوم.در هر صورت فرق نمی کند،چه شما مرا پیدا کنید چه من شما را،مال هم میشویم.ولی خدا کند شما مرا پیدا کنید.
شهدا!خدا هوایتان را داشت،شما در حیاط خلوت خدا قدم زدید تا خدا توجهش جلب شد.
از همه خوشبخت تر بودید و خدا شما راچید.«طوبی لکم»
کمکم کنید تا اجازه ندهم غریبه ها به خلوت با شکوهم حجوم بیاورند و لحظه های سبزم را رنگ کنند؛زرد،سیاه،کبود...
راستی جایی که حضور روشن خدا نباشد دوست داشتن معنی ندارد
این روز ها به طرز عجیبی مکدرم«چتری به دست ابرها بدهید تا باران گریه ام خیسشان نکند»من هوای باریدن دارم«حس میکنم شکستنی شده ام»اینقدر موتور زندگی ام جوش آورده و داغ کرده که حس می کنم باید کمی استراحت کنم تا این موتور از کار نیفتد.
من یادم نبود جاده زندگی لغزنده ویخ بندان است،نه زنجیر چرخ نه لوازم ایمنی را با خود آوردم و نه وسایل ضروری،من همیشه با سرعت غیر مجاز حرکت کرده ام.
فراموش کردم زندگی اتوبان نیست،توجه به گردنه ها و فراز ونشیب ها و گردش به چپ و راست نکردم.
شهدا من منتظرم کمکم کنید؛«تمام دست ها برای شمارش این انتظار کم است»
زندگی برای من صفحه شطرنجی است که مرا مات کرده.
کمکم کنید از اول بازی کنم.من قانون بازی را نمی دانستم.برای همین بازنده شدم.
راستی مگر تمام آدم های بزرگ«مثل شما»که در تاریخ بشریت تحول حاصل کردند فرشته بودند؟چرا من نتوانستم در خود تحول ایجاد کنم؟!
من به شهید محمد علی رجایی ایمان دارم که گفت:«همه اش نباید دیگران سرنوشت باشند و تو سر نوشت آن ها را بخوانی حالا یکبار هم تو سرنوشت درست کن و بگذار دیگران بخوانند.»
شهدا کمکم کنید سرنوشت درست کنم.کمکم کنید تا پیله های غرور،خود خواهی،غفلت ومنیت را پاره کنم و پرواز کنم.
کمکم کنید تا به قول بچه های جنگ،(شب عملیات)نور بالا بزنم.کمکم کنید تا از پل هوا و حوس سر بلند بگذرم.
کمکم کنید تا ازمرداب گناه رهایی یابم.
وعده دیدار من و شما ملکوت.
منبع:کتاب«سفر به سرزمین نور»بهزاد پوداد و کتاب یادمان ها(کاری از موسسه روایت سیره شهدا)




برچسب ها: شلمچه، عملیات کربلای5، یاد مان ها، یادمان،
ارسال توسط محمد مجیدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 21 شهریور 1390
نشست و برخاست و رفت و آمدباحق و كلام او كه از خود اشخاص به آن ها نزیك تر بود به وقت خاصی محدود و منحصرنبود؛ عباراتی كه خواندنش برای عین شنیدن بود و شنیدن عین دیدن وبودن و شدن. درلذت وراحت و رفاه بودن باقرآن موجب می شد تابسیاری ، هر فرصتی راعزیز بشمارند و به جلسات عمومی و معین بسنده نكنند،اوقات فراغت ، استراحت و بدون تحرك و تلاششان را با قرآن پركنند؛ البته این اوقات كم تر در روزهای منطقه به دست می آمد.
شب و صبح و سحر راگویی خدا آفریده بود. برای ارتباط و اتصال و خلوت باخود و جدایی از ماسوای خود.شب كه می شدگاه جز نگهبانان برای تلاوت قرآن به حسینیه می رفتند.هرشب، ولو شده چندسطر،قرآن می خواندند؛ درچنان حس و حالتی كه بعضی ها موقع قرائت عرق می كردند،شریان هایشان متورم می شدو صدایشان ارتعاش می یافت و همه غرق لذت می شدند؛از پدران پیر و از پا افتاده تا نوجوانان تازه بالغ كه با تمام شدن جلسه گوشه می گرفتند وادامه می دادند. این لحظات پس از شهادتشان هیچ گاه از نظر دوستانشان محو نمی شد.
صبح ها بعدازنماز صبح و اغلب تاطلوع آفتاب وعصرها قبل از نماز مغرب وشب ها،به ویژه شب های جمعه ، اوقات قطعی تر قرائت قرآن بود؛ در نمازخـانه ی یگان، حسینیه ی پادگان و سنگر اجتماعی یا هر روز درسنگری، برادران جمع می شدند، می نشستند و از یك طرف شروع می كردند به قرائت و مواقعی ترجمه وتوضیح آن به واسطه ی مسئول جلسه.
عصرها وشب های جمعه قرائت سوره ی مباركه الرحمن معمول بود، چنان كه موقع خواب سوره ی مباركه واقعه خوانده می شد. جلسه های عمومی واوقات خاص بیش تر به روخوانی وروان خوانی می گذشت و عام و خاص سعی می كردند در این جلسات شركت كنند، از جمله برادران كم سواد یا احیاناً بی سواد كه اكثراً با ذوق و علاقه ای كه ازخود نشان می دادند خیلی زود خواندن قرآن را می آموختند. این جلسات را گاه به روابط عمومی گردان ترتیب می داد؛ غیر از مواردی كه برای مسابقه دایر می شد و حرفه ای تر بود وطبعاً تعدادی ازقاریان قرآن می خواندند وجمع كثیری سراپا گوش بودند وچشم و دل.
اوقات عام تردر سنگرهای دیدبانی ، كمین ، موقع پُست ونگهبانی ، درراه پیمایی های شبانه ،پشت وسائل نقلیه ، درگیر و دار روبه روشدن با دشمنان و فراز و فرود وجب به وجب آب وخاك و آسمان منطقه می گذشت و از چشم جهانی پنهان بوداین جهان ها و عوالم عز و قدس.
منبع:



طبقه بندی: فرهنگ جبهه، 
برچسب ها: شهدا و قرآن، فرهنگ جبهه،
ارسال توسط محمد مجیدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 21 شهریور 1390

دوتا دوتا و چندتا چندتا، با هم قرار می گذاشتند برای حفظ آیات و سوره های به خصوصی در ظرف زمانی معین ؛ گاهی اوقات برای تشویق یاتذكر، هدایا وجریمه ای هم قرار می دادند؛ مثل صلوات فرستادن و شهردار شدن.
عده ای برای مطالعۀ قرآن ابتكاری به خرج می دادند؛ مثلاً مسابقۀ پیداكردن عبارت " لا اله الا الله " در قرآن كه جمعی را وادار به قرائت تمام قرآن می كرد.

منبع:http://www.navideshahed.com



برچسب ها: فرهنگ جبهه، فرهنگ،
ارسال توسط محمد مجیدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 21 شهریور 1390
عنوان : تلاوت یك جزء قرآن در روز
نوع اصطلاح :آداب و رسوم
سامان همۀ نابسامانی ها و ملجأ همۀ بی پناهان و ریسمان محكم همۀ افتادگان ، قرآن بود.در سنگر نگهبانی یاپست هایی كه اگر غفلت می كردی سرت را روی سینه ات می گذاشتند، آنچه موجب امنیت خاطر و قراردل بو دخواندن و شنیدن قرآن بود؛ همان مونس شهدا و مجروحان در آخرین لحظه های زندگی. به علاوه ، بسیار بودند رزمندگانی كه خود را در طول سال های جنگ، مقید به قرائت یك جزء قرآن كرده بودندواگر روزی یا روزهایی این ارتباط قطع می شد،دراولین فرصت و فراغت در پی جبران آن برمی آمدندوتاپایان ماه ، قرآن را ختم می كردند.

منبع:http://www.navideshahed.com



برچسب ها: شهدا، فرهنگ پایداری،
ارسال توسط محمد مجیدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 21 شهریور 1390

برادران بسیجى، نگذارید اسلحه‏ اى كه از دست من بر زمین مى‏افتد، بر زمین بماند و آن را بردارید و به قلب دشمن اسلام شلیك كنید. شهید مهدى ترشیزى       

 *************************

من وظیفه ى شرعى خود دانستم كه به بسیج خودم را معرفى نمایم، و براى اعزام به جبهه ‏هاى حق علیه باطل رفته و اینك به آرزوى دیرینه‏ام رسیدم. شهید اسدالله پرنده       

*************************

 شعار استقلال آزادى، جمهورى اسلامى از یادتان نرود. انجمن اسلامى و بسیج را تشكیل دهید. پیوسته به جبهه ‏هاى نبرد حق علیه باطل كمك كنید. شهید سیدجلیل حاتمى       

*************************

 از برادران بسیجى تقاضا دارم كه راه حسین(ع) را ادامه دهند. شهید غلامعلى امیرى مقدم       

*************************

 از برادران سپاهى و بسیجى، تقاضا دارم راه حسین(ع) را ادامه دهند و گوش به فرمان رهبر باشند. شهید غلامعلى امیرى مقدم       

*************************

 برادران انجمن‏هاى اسلامى بسیج، شما بر مسئولیت خویش آگاه باشید، رسالتتان رسالت انبیاء است و این فقط با حضور در انجمن‏هاى اسلامى و عضویت در آن میسر نمى‏گردد. بلكه باید در این میان تبلیغ نمود. تبلیغ هنگامى میسر مى‏گردد كه همراه عمل باشد و شما باید خود را، با عمل نمودن مشهور سازید، نه با تبلیغ. شهید حسینعلى باقرپور       

*************************

 اگر من به شهادت رسیدم مى‏خواهم لباس هایم را به برادران بسیجى بدهید، تا آن‏ها از لباس هایم استفاده كنند. شهید سیروس براتى       

*************************

 به مردم بگویید، همیشه بسیج را یارى كنند و به حرف ضد انقلاب‏ها گوش ندهند، كه مى‏گویند به بسیج نروید چون آن‏ها از بسیج سیلى خورده‏اند و یا نمى‏خواهند بسیج باشند. شهید حشمت رضایى       

*************************

 برادران و خواهران بسیجى، حال كه شما با فرمان امام ایران را به سر آمریكا آوردید و یك ابرقدرت كه مدعى ستیز جهان و فضا است، 18 ماه یا بیشتراست كه تلاش مى‏كند كه با شما و مسئولین رابطه داشته باشد و شما آن‏ها را كنار زدید و این پیروزى‏ها جز با حضور در جبهه و توكل به خداوند و پیاده كردن دستورات رهبر بزرگوار نبوده است، بگذریم كه بر سر منافقین و بر سر یك، یك گروه‏هاى داخلى و هر چه در كردستان بود چه آوردید و یك سیلى محكمى بر آن‏ها زده ‏اید.     

برادران بسیجى، ان شاءالّله به زودى در حرم امام حسین(ع) با امامت امام نماز جمعه و جماعت خواهیم خواند، سخنم این است كه هر كس بسیجى نباشد از انقلاب و مردم عقب مانده است. زیرا امام فرمودند: باید ارتش 20 میلیونى تشكیل دهیم و بدانید، شهدا تنها كسى را شفاعت خواهند كرد كه راه آن‏ها را ادامه دهند و گرنه در پیش خداوند از شما شكایت خواهندكرد و من نیز از این موضوع جدا نیستم.    

 از انقلاب محافظت كنید، شما برادران بسیجى، شما نیز از این قضیه مستثنى نیستید زیرا بسیج مدرسه عشق به لقاء است.  شهید انوشیروان رضایى فاضل  

*************************

 مردم، بپاخیزید و بسیج شوید و به غیره باج ندهید. شهید سیدجواد وزین       

 *************************

درود به كلیه مسؤولین اعم از بسیج و سپاه... و ارتش كه هر كدام در سنگر جداگانه ‏اى به رزم بى‏امان خود ادامه داده و مى‏دهند. شهید اسدا... بابایى     

*************************

 بسیج و ارتش فداكار و هوشیارى، ملت عزیز مانع فعالیت‏هاى مرموز خواهد شد. و امیدوارم كه مردم همچنین مسئله جنگ را فراموش نكنند و پشت جبهه‏ ها را خالى نگذارند و همیشه پشتیبان ولایت فقیه باشند. شهید سعید احسانى       

 *************************

برادران، جنگ را فراموش نكنید و امام عزیز را تنها نگذارید. شهید عبدالعظیم موسى‏پور       

 *************************

همانطور كه مى‏دانیم در این موقع از زمان كه مملكت ما احتیاح به اتحاد و همبستگى دارد و همچنین ما نیز جهت كمك به برادران جبهه با هم با خلوص نیت بسیج شده و به كربلاى ایران مى‏رویم . شهید على اصغر یعقوبى       

*************************

 از خداوند متعال مى‏خواهم كه همین خدمات كوچك را چه در بسیج و چه در این مدت كه در جبهه انجام خدمت كرده‏ام از من قبول كند. شهید على اسدى       

*************************

برادران فعال بسیج، نماز و روزه ‏شان ترك نشود. شهید على اسدى       

*************************

 از برادران بسیج مى‏خواهم كه سلاح مرا در زمین نگذارند. شهید على اسدى       

*************************

 برادرانى كه در تیپ ویژه شهدا با من همرزم بودید، خوش به حالتان و خوش به سعادتتان كه پیرو دین اسلام و قرآن هستید. شهید محمد نودهى       

 *************************

برادران، پیام من به شما این است كه صحنه را خالى نگذارید و همیشه یار مظلومان و دشمن ظالمان باشید. شهید حسن نظامى       

 *************************

من بعنوان یك بسیجى، از برادران و خواهران مسلمان مى‏خواهم همچنان در صحنه بوده و نگذارند كه خداى نكرده منافق با چهره مسلمان اتحاد شما را از هم بشكند. شهید موسى‏الرضا آزادى پور       

*************************

 من از جوانان پاك و مخلص و شجاع بسیجى درس ایثار، اخلاص و عشق و بندگى حق را آموختم و اگر حق تعالى مرا بپذیرد از این دانشگاه بى‏نظیر فارغ‏التحصیل مى‏شوم. شهید محمدقاسم زاده       

*************************

 عزیزان بسیجى، مسجد مقداد، مبادا یك وقت خدایى نكرده اطراف امام عزیز و جبهه ‏ها را خالى كنید. شهید عزیزا... ابراهیمى       

 *************************

خدایا، خودت شاهدى كه در دلم جز رضایت خودت هیچ چیزى جا ندارد، خیلى خوشحالم بهترین لحظه‏ هاى زندگیم شركت در جهاد فى سبیل الّله و در كنار این بچه ‏هاى بسیجى بوده است. اوج شكوفایى یك بسیجى كه نهایت بینایى است توفیق شركت در عملیات است. شهید مرتضى توحیدى        

*************************

 برادران بسیجى، امیدوارم كه وظیفه‏ ى خطیرى كه به عهده‏ ى شماست به خوبى انجام دهید و نگهبانى‏تان در راه خدا و براى رضایت او باشد كه یك شب نگهبانى دادن در راه خدا از هزار سال روزه گرفتن بهتر است. شهید على صفرى

منبع:http://www.navideshahed.com       




طبقه بندی: وصیت نامه شهدا،  کلام شهدا، 
برچسب ها: وصیت شهدا، بسج در کلام شهدا، بسیج،
ارسال توسط محمد مجیدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 21 شهریور 1390
ى مردم مسلمان! قدر و ارزش این رزمندگان اسلام و سربازان و بسیجیان را بدانید. شهید احمد رازقندى       

 

**********************

برادران سپاهى كه در مساجد شركت دارید! مردم را به بسیج همگانى دعوت كنید. شهید عباسعلى نارنجى

      

**********************

 

با بسیج این مدرسه ى عشق ارتباط مستحكم و استوار برقرار كن كه چگونه زیستن و عاشق شدن و به معبود رسیدن را به ما مى‏آموزد، بسیج معجزه‏ى الهى است و موجى است كه در هم كوبنده‏ى ظلم و زمینه ساز حكومت حق مى‏باشد. شهید محمد حسن ابوالبشرى    

 

**********************

 

بسیجى انسان آزاده ایست كه با آگاهى كامل براى دفاع از اسلام، پا به عرصه‌ى نبرد با كفر مى‏گذارد و در این راه از هیچ چیز دریغ نمى‏كند. محمدجواد ذاكرى

 

**********************

 

 برادران بسیج باید قدر این توفیق بزرگ را بدانند و به پاسدار امام زمان(عج) بودن خود، افتخار كنند. 

  

من جزو افتخاراتم است كه از طریق بسیج به جبهه اعزام شده ‏ام.  شهید محمد میراب‌طرقی طرقى

 

**********************

 

برادران بسیج و سپاه، شما بعنوان بازوان مسلح ولایت فقیه و سربازان اسلام و سربازان امام زمان،مهدی موعود(عج) هستید و درخاطره ها و در جبهه های نبردحق علیه باطل یاد سربازان صدر اسلام را زنده می کنید. شهید غلام حسن آخرتی

 

**********************

 

برادران بسیج و انجمن های اسلامی و دوستان عزیز، کلیه کارهایی که می‌خواهید انجام دهید سعی شود که ابتدا آهنگ عبادت داشته و آن کار با یک تشکیلات و نظم و اتحاد خاصی برخوردار باشد. شهید مسعود ارشادی

 

**********************

 

پرچم اسلام در آمریکا و شوروی نشانه نابودی آنهاست. این را هم بدانید که روح شهیدان ناظر بر اعمال شماست. شهید غلامحسین قاسمی

 

**********************

 

درپایان از تمام اقوام و خویشان بخصوص از پدرومادر و برادران و خواهرانم می‌خواهم که مرا ببخشند و هیچگونه ناراحت نباشند. زیرا من به جز یک امانتی بیش در دست شما نیستم و از شما مردم حزب ا... می خواهم که امام را تنها نگذارید و امام را دعا کنید و از شما می خواهم که گروههای مقاومت بسیج را پرکنید تا به قول امام امت ارتشی بیست میلیونی تشکیل شود. شهید محمد کلوخ احمدی

 

**********************

 

با بسیج این مدرسه عشق ارتباط مستحکم و استوار برقرار کن که چگونه زیستن و عاشق شدن و به معبود رسیدن را به ما می آموزد. بسیج معجزۀ الهی است و موجی است که درهم کوبنده ظلم و زمینه ساز حکومت حق می باشد. شهید محمدحسن ابوالبشری

 

**********************

 

لذا به همه بستگان و دوستان و مردم توصیه می کنم که اگر می خواهید پیش شهدا در قیامت روسفید باشید حسین زمان را یاری کنید و مردانه به سوی جبهه‌های حق علیه باطل هجوم برید و شر کفر جهانی را از سر ایران برطرف سازید و با حضور فعال در صحنۀ انقلاب اسلامی از جمله بسیج مستضعفین ادامه دهندۀ راه من و امثال من باشید و نگذارید سلاح شهیدان اسلام بر زمین بماند. شهید محمدحسین کاتبی

 

**********************

 

آموزش‌های نظامی و عقیدتی و سیاسی را در پایگاههای سپاه و بسیج بیاموزید و در جهت سازماندهی لشکرهای قدس همۀ نیروی خود را مصرف دارید که جنگ بین اسلام و کفر و نفاق تا از بین رفتن کفار و منافقین ادامه دارد و شما باید از اسلام در این برهۀ زمان دفاع و حراست کنید. شهید رضا احمدی

 

منبع:http://www.navideshahed.comی


طبقه بندی: وصیت نامه شهدا،  کلام شهدا، 
برچسب ها: وصیت شهدا، شهدا، بسیج در کلام شهدا،
ارسال توسط محمد مجیدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 21 شهریور 1390

وصیتم به بچه های بسیج و دیگر برادران انقلابی این است که همیشه در نبرد با شیطان درونی (نفس) مبارزه کنند. با ظالمان و مستکبران که همانا راه مبارزه با نفس این است که انسان قرآن و نهج البلاغه و دعا زیاد بخوانند و همیشه مطالعه کنند تا در اثر مطالعه آگاهی بیشتر شده و بهتر بتوانند با شیطان مبارزه کنند و راه مبارزه با شیطان بیرونی این است که می گوئیم: برادران گرامی! شهیدان زنده، یاران امام، استعمارگران، سالهای سال، براثر ناآگاه بودن و بی سوادی خیلی از مردم بر ما حکومت می کردند و خونمان را می مکیدند و ما خود نمی فهمیدیم. من شنیدم که بعضی از بچه های بسیج با یک کمی ناراحتی که برایشان پیش آمده درس را ترک کرده‌اند. برادران عزیز، اگر می خواهید روح من شاد باشد، رفتارتان با یکدیگر رفتاری نیکو باشد.

شهید صفدرصفدری

**********************

 

با حضور فعال در صحنه‏ى انقلاب اسلامى از جمله بسیج مستضعفین، ادامه دهنده‏ى راه من و امثال من باشید.

شهید محمدحسین كاتبى       

**********************

 

به بچه های مسجد المهدی و دیگر بسیجیان و تمام مردم بگوئید هر کاری می‌کنند براى خداوند و رضاى او باشد؛ در سلام كردن، نگهبانى رفتن به جبهه فقط خدا باشد، چون باید از او اجر و پاداش گرفت. شهید سیدمحمد كاخك       

 **********************

 

برادران بسیجى! امیدوارم كه در راه الله، قدم گذاشته و امیدوارم قدمهایتان را استوارتر بگذارید و از خون شهیدان پاسداری و حراست کنید. شهید هادى پورمهدى

      

**********************

 

 برادران عزیز سپاهی! همرزمان و هم سنگرانم! خیلى مواظب باشید، چشم تمام مستضعفین جهان به شماست. به رزم بى امان خود ادامه دهید و به مستضعفین، نوید پیروزى و استخلاص از یوغ چپاول گران تاریخ به آنها ارزانی دارید. و اگر خداى ناخواسته اشتباهى از شما سر بزند، دیوصفتان و مغرضان، آن اشتباه را به حساب سپاهت مى‏گذارند، نه تنها شخصیت تو را بلكه شخصیت و حیثیت سپاهت را مى‏كوبند و حساب فرد را با جمع، مختلط مى‏كنند و خوراك تبلیغاتى براى اربابان كثیفش درست مى‏كند و بوق و كرناى عجیبى به راه مى‏اندازند كه این، در خور شأن تو و سپاهت نیست. شهید گل ‏محمد غزنوى  

     

**********************

بسیجى‏هاى مقاوم! امیدوارم كه ادامه دهنده‏ى خون شهیدان اسلام باشید و پیرو خون اباعبدا... الحسین(ع) باشید. شهید غلامرضا كاخكى

       

**********************

 

از برادران بسیجى و روحانیت وقتى راضى‏ام كه پرچم اسلام را به دست بیگانه ندهند و بر فراز كربلا و قدس به اهتزاز در آورند یا باید شهادت را پذیرا باشند یا باید قیام كنند و ملت را در راه انقلاب بیدار كنند و مى‏دانم كه برادرانم سنگر مرا خالى نخواهند گذاشت. شهید یوسف پراندخ   

   

**********************

 

به فعالیت‏هاى خود اهمیت بدهید تا خداوند به تمام كارهاى شما جهت دهد. انسان اگر در همین جا فعالیت كند و هدفش خدا باشد و خدا را فراموش نكند، یك بسیجى واقعى است. شهید اسماعیل جاقورى

       

 **********************

 

سخنى براى شما برادران بسیجى دارم: تمام ابرقدرت‏ها هرچه ضربه خوردند از این همبستگى شما برادران بسیجى است. تا مى‏توانید وحدت كلمه داشته باشید. 

 

...از برادران بسیجی پایگاهمان که در خودسازی و تربیت من نقش مهمی را داشته اند تشکر می کنم و امیدوارم سرباز امام زمان(عج) باقی بمانید و اما از کلاسهای عقیدتی و درس احکام فراموش نکنید که انسان ساز است. شهید اسماعیل جاقوری

**********************

 

خدایا! خود شاهدى كه در دلم جز رضاى خودت، هیچ چیزى جا ندارد. خیلى خوشحالم كه بهترین لحظه‏هاى زندگى‏ام، شركت در جهاد فى سبیل‏الله و در كنار این بسیجى‏ها بودن است.

 اوج شكوفائى یك بسیجى كه نهایت بینائى هست، توفیق شركت در عملیات هست. شهید سیدمرتضى توحیدى 

منبع:http://www.navideshahed.com     




طبقه بندی: وصیت نامه شهدا،  کلام شهدا، 
برچسب ها: شهدا، بسیج، بسیج در کلام شهدا،
ارسال توسط محمد مجیدی
(تعداد کل صفحات:8)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
بر قامت دلربای مهدی...صلوات؟







پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبمستر

عکس

تفریح و سرگرمی

دانلود

قالب وبلاگ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا